تبلیغات
دل نوشته - خدا گفت: در ملکوت من همیشه جایی برای تو هست، بیا!
 
درباره وبلاگ


مرا ببــــــــــــوس
نه یک بار که هـــــزار بار …
بگذار آوازه ی عشق بازیمان
چنان در شهر بپیچد
که روسیـــــاه شوند
آنها که بر سر جدایی مان
شـــــرط بسته اند..

مدیر وبلاگ : عفت جمال زاده
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
.
دل نوشته






خدا گفت: چیزی بگو!


گنجشک گفت: خسته ام.


خدا گفت: از چه؟


گنجشک گفت: تنهایی، بی همدمی. کسی تا به خاطرش بپری،


بخوانی، او را داشته باشی.


خدا گفت: مگر مرا نداری؟


گنجشک گفت: گاهی چنان دور می شوی که بال های کوچکم به تو نمی رسند


خدا گفت: آیا هرگز به ملکوتم نیامدی؟


گنجشک سکوت کرد. بغض  به دیواره های نازک گلویش فشار آورده بود.


خدا گفت: آیا همیشه در قلبت نبوده ام؟!


چنان از غیر پُرش کردی که جایی برایم نمانده.


چنان کوچک که دیگر توان پذیرشم را نداری.


هرگز تنهایت گذاشتم؟


گنجشک سر به زیر انداخت. دانه های اشک ، چشم های کوچکش را پر کرده بود


خدا گفت: اما در ملکوت من همیشه جایی برای تو هست، بیا!


گنجشک سر بلند کرد. دشت های آن سو تا بی نهایت سبز بود.


گنجشک به سمت بی نهایت پر گشود.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 5 آذر 1391 :: نویسنده : عفت جمال زاده
نظرات ()
پنجشنبه 9 آذر 1391 06:48 ب.ظ
خوب است ولی در سیستم من تمام نوشته ها به هم ریخته و معلوم نیست با کدوم زبان نوشته شده فقط به همینی که نظر دادم درست نشون میده.
عفت جمال زادهممنونم
از mozila استفاده کن
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.