تبلیغات
دل نوشته - خواب شب بارانی !
 
درباره وبلاگ


مرا ببــــــــــــوس
نه یک بار که هـــــزار بار …
بگذار آوازه ی عشق بازیمان
چنان در شهر بپیچد
که روسیـــــاه شوند
آنها که بر سر جدایی مان
شـــــرط بسته اند..

مدیر وبلاگ : عفت جمال زاده
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
.
دل نوشته







زیر باران یاد چند سال پیش افتادم،

یاد آن شب ها که باران می بارید.

نزدیک خانه شان می رفتم،

وقتی بیرون می آمد انگار دنیا را به من داده بودند.

گفته بودم نمی خواهد چترت را بیاوری،

چتر من برای تو، چترم را روی سرش می گرفتم

و کمی هم خودم زیر چتر می ماندم

اما شانه چپم همیشه خیس می شد.

یاد آن شب ها بخیر،

وقتی قدم زدمان تمام می شد به چشمان هم خیره می شدیم

و با لبخندی آرام می گفت دوستت دارم

و من هم محکم در آغوش می گرفتمش

و آرام نزدیک گوشش می گفتم

مهربانم من هم دوستت دارم...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 1 بهمن 1391 :: نویسنده : عفت جمال زاده
نظرات ()
سه شنبه 10 بهمن 1391 11:39 ب.ظ

مهم نیست عمر
"کوتاه" باشد ، یا "بلند"
مهم ، نفس هایی ست
که با تو "کوتاه"
و بی تو "بلند"
کشیده می شود ...!
دوشنبه 2 بهمن 1391 03:14 ب.ظ
سلام ممنونم که به وبم تشریف اوردین من هم اومدم ووب زیباتون رو دیدم صدبارک الله وب زیبایی دارین خوشحال شدم که لحظات خوبی رو دروب شما گذروندم.چه متن زیبا وپرازاحساسی بود
یکشنبه 1 بهمن 1391 08:03 ب.ظ
سلام داداش جون
مرسی بمن سرزدی ونظردادی
واقعا این پست عالی بود
لذت بردم
تشکر
یکشنبه 1 بهمن 1391 06:13 ب.ظ
یادت اندر دل هوایت در سرم
نازنینم دوستت دارم هنوز
مرسی از حضور خوبت .با افتخار لینک شدی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.